تو را ای عشق نامیرا ، غم زیبا ، خداحافظ



طلوع یاس در قلب شب خارا ، خداحافظ



تو شالیزار ... یک کلبه درون سینه ی جنگل



هوای ناب بارانی ... چه سود اما ؟ ... خداحافظ



تو را از خویش راندم من ، ولی سوگند بر باران



" من " و " تو " ای نسیم آسا ، نمی شد



" ما " ... خداحافظ



نگاه آسمان بودی به این شبگیر دل خسته



تمام زجر من اما : " چراحالا ؟ " ... ، خداحافظ



ببین ! ... دلسرد دلسردم . نگاهم کن ! ... کم آوردم



نمی دانم چرا آخر ؟ ... چرا زیبا " خداحافظ " ؟



صدایت آشنا با دل ، چنان بر برگ گل شبنم



نشد اما که من با تو[...] ، برو جانا ... خداحافظ



تمام سهم من بودی از این دنیا ولی بگذر



برو ای خنده ی گلها ... نگارینا خداحافظ



به قطره قطره ی باران ، به برگ خیس مژگانت



تمام آرزو بودی ، ولی [...] اما [...] ، خداحافظ ...


دسته ها : شعر
1389/10/10 22:36
X